بازگشت
با سلام خدمت دوستان عزيز
مخصوصا همكلاسي هاي عزيز بهداشت محيط۸۱ سبزوار وهمچنين همكلاسي هاي علوم پزشكي مازندران(ساري)خوب قبول كنين كه كار سختيه كه هر روز وبلاگ روآپديت كنم بدون همكاري دوستان كه حتي به خودشون زحمت اين كه يه سر به وبلاگ بزنن رو نميدن:
اين شعر تقديم به همه شما
سرمشقهاي آب،بابا يادمان رفت رسم نوشتن باقلمها يادمان رفت
گل كردن لبخندهاي همكلاسي؛ بايك نگاه ساده حتي يادمان رفت
ترس از معلم،حل تمرين پاي تخته آن زنگهاي بي كلك را يادمان رفت...
راه فرار از مشقهاي توي خانه؛ اي واي ننوشتيم آقا ، يادمان رفت
آن روزها را آنقدر شوخي گرفتيم؛ جديت تصميم كبري يادمان رفت
شعر خداي مهربان را حفظ كرديم يادش به خير اما خدارا يادمان رفت
در گوشمان خواندند رسم آدميت آن حرفها را زود اما يادمان رفت...
فردا چكاره مي شوي؟موضوع انشا ساده نوشتيم آنقدر تا يادمان رفت
ديروز تكليف آب ، بابا بود و خط خورد تكليف فردا(امروز)،نان وبابا يادمان رفت
شعر از:حسين جعفرزاده
